شعر،جدال عقل و دل
یکشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۳، 15:10
یادم نیست،دلتنگ شده باشم
تو را؟مگر از سنگ شده باشم
دیده بستم و،از کنارت گذشتم
مبادا گرفتار نَنگ شده باشم
من، ساده دل تر از آنم که
برای تو صد رنگ شده باشم
غرور نشانه گرفتی؟چهعجب!
قویتر ازاینم کهلنگ شده باشم
شایداز جدال میان عقل و دل
شبی دست به تفنگ شده باشم
آرام گوشهای از این جهان
سرگرم تماشایجنگ شده باشم