نمازِ شیدایی
پنجشنبه دوم آذر ۱۴۰۲، 0:53
یک شبی شیدا نمازش را شکست
شاکی ازحق گوشه تنهایی نشست
ناامیدیدست تسبیحش فشرد
نخ برید و دانه ها از هم گسست
درشکایت از همه،از این و از
مردم زنده کش مرده پرست
گونه هایش غرق سیلابی زخون
غصه برچشم سیاهش حلقه بست
من به دردی بی دوا نفرین شدم
راه دیگرجزشکایت بر توهست؟
شیدایدیدار