رسم عشق:
شنبه یکم مهر ۱۴۰۲، 12:59
اگر روزی منم فرهاد بودم
اسیر عشق شیرین یاد بودم
به جای کوه کندن می نشستم
دل شیرین دیگر می شکستم
اگرچه راهو رسمعشق ایننیست
خدا!دلبرمرا ازجان بهخود ریست
چگونه؟باچه رویی بازگردم؟
من عاشق دلی کآغاز کردم
بگو از عشق می ماند نشانی!
چرا احوال می پرسی نهانی؟
بیا بردار دست از یاد شیطان
چه غمها گشتاز،هردیدهپنهان
بیا بگشای لب ها به دعایی
دعای آشنایی چون جدایی
شیدایِ دیدار
