دلنوشته
پنجشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۲، 20:14
وقتی دل به غروب داده و دمی قدم میزدم،
با نسیم خنکی قاصدک بوی تورا آورده بود.
گویا شالت را این حوالی گم کرده ای!
به کدامین مسیر دل ویرانم گذشتی؟
نمی دانم،شاید افسون شده ام!
اما؛
محبوبا!یادت را هم دوست دارم....
"شیدای دیدار"