ماه
چهارشنبه هفتم تیر ۱۴۰۲، 11:0
از خویش دلگیرم و باخویش می گریم
این قصهی ماه است و ابر پیش رویش
ای روی غم دیده چه صحبت بامن؟
او خاک باران خورده،من سرمست بویش
گفتا طرف عین خیالش هم نیست
گشتمگنه کار و، قدمها رفته سویش
چشمان آهویی رمید از ترس طوفان
تا وقت رفتن دست در دامان مویش